بازی روزگار را نمی فهمم!من تو را دوست میدارم...تو دیگری را...دیگری مرا...و همه ما تنهاییم.داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا میشوند،این است که آنان از دوست داشتن باز میمانند.همیشه هر چیزی را که دوست داریم بدست نمی آوریم پس بیاییم آنچه را که بدست می آوریم دوست بداریم.انسان عاشق زیبایی نیشود،بلکه آنچه عاشق میشود در نظرش زیباست. انسانهای بزرگ دو دل دارند:دلی که درد میکشد و پنهان است،دلی که میخندد و آشکار است.همه دوست دارند که به بهشت بروند،ولی کسی دوست ندارد که بمیرد عشق مانند نواختن پیانو است ،ابتدا باید نواختن را براساس قواعد یاد بگیری،پس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی. دنیا آنقدر وسیع هست که براساس همه مخلوقات جایی باشد پس بجای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.اگر انسانها بدانند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نا محدود میشود.عشق در لحظه پدید می آیدو دوست داشتن در امتداد زمان و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود...

                                                                         دکتر حسابی

/ 0 نظر / 5 بازدید